-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مناجات شب جمعه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
راه تـو راه نـجـات اسـت ابـا عـبـدالله روضهات شرط حیات است اباعبدالله هر کجا گفتهام از عشق، تو مقصد بودی عـشـق تو جـلـوۀ ذات است اباعبدالله بی تو با هر قلمی هر غزلی سر گیرد بـازیِ بـا کـلــمـات اسـت ابـا عـبـدالله شب ما سوختگان را قمری لازم نیست پـرچـمت نور صراط است ابا عبدالله میزبان حرمت هر شبِ جمعه است خدا عقل از این مرتبه مات است اباعبدالله اربـعـین کـربـبـلا رفـته فـقـط میداند اشکها بـرگ بـرات است اباعـبدالله کشتۀ اشکی و سوگند به لبتشنگیات تـشـنـهات آب فـرات اسـت اباعـبدالله
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و دهۀ فجر
دل و جان در گِرُوِ حضرت جانان داریم هرچه نعمت بُوَد از محضر ایشان داریم سالـیانیست که ما ریـزهخـورِ اربابیم از سـرِ سفـرۀ او رزق فـراوان داریم پای از روضۀ اربابِ طریقـت نکشیم تا که در سینه نفس، تا که به تن جان داریم نمنم اشک مصیبت به عزای تو خوشست از دم روضۀ تو جلوه دو چندان داریم اولین مستمع مجلس روضه زهراست روضه آهسته بخوانید که مهمان داریم پیر میـخانـۀ عـشاق، خـمـینی فرمود: هر چه داریم ز سـالار شهـیدان داریم تفـرقـه، ظـلـم و ستـم راه ندارد در ما تا که جـمهـوری اسلامی ایران داریم با وجودی که ز هجران، دلِ ما غمبار است به ظـهـور پـسر فـاطـمـه ایـمان داریم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
کـشید چشمِ تو خـورشـید کـاملِ ما را گرفته وسعتی از نـور، محـفـل ما را به سمت جَذْبۀ داغ تو جذب خواهد شد هر آنکه خـوب بـبـیـنـد دلائـلِ مـا را همه، بـنی اَسَـدِ بـوریا به دستِ توأیـم به گُـودِ عشـق کـشانـدی قـبائل ما را همیشه پرچم تو روی دوشِ این خانهست غمت حـسیـنیه کردهست منزل ما را هـزار روزَنِ اُمّـیـد را در آن وا کـن لباس کهـنۀ خود فرض کن دل ما را چِقَدر تیغِ فـراقِ تو کُـشتهمُرده گرفت خودت قصاص کن اینبار قاتل ما را قـسـم به دامـن آتـش گـرفـتـۀ طـفـلـت شرارِ هجر تو سوزانده حاصلِ ما را "من" نشـسته دمِ در، غـذا نمیخواهد به کـربـلا بـرسان دست سـائـل ما را فنونِ اهل جنون درس میدهد یک عُمْر بـیـا بـبـیـن هــنـرِ پـیـرِ عـاقـلِ مـا را اواخـرِ هـمـۀ ما کـنـارِ جـز تـو مـبـاد تویی که خاطـره کـردی اوائـل ما را فرات، مِلکِ سند خوردۀ اباالفضلست سـپـردهانـد بـه عـبّـاس سـاحـل مـا را همین که خورد زمین، دستگیر عالم شد هزار مرتـبه حل کـرده مشکـل ما را نـوشـتهاند سرش روی نیـزه بـند نشد همین به ضَـجّه رسانده مقـاتـل ما را عقیله بعد علمدار رو به علقمه گفت: خـدا بـخـیر کـند وضع محـمـل ما را سنان یکی دو قدم مانده تا بهمن برسد تو نیـسـتی بِکـِـشی حـدِّ فـاصل ما را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
کبوترم که غزل صحن آسمان من است کـلام پـهـنـۀ پـرواز بیکـران من است به عـارفـانـهتـرین اوجهـا رسـیـده پرم به عاشقانهترین شعرها نشان من است همیشه در پی توصیف عشق میگـشتم که عـشق نقـطۀ آغـاز داستان من است «همه قـبـیـلۀ من عـالـمـان دین بودند» کنون ببین که جنون سهم دودمان من است به فکـر واژهای از جنس عاشـقی بودم حسین گفتی و گفتم حسین "جان" من است حـسـیـن گـفـتی و آتـش گـرفـت ابـیـاتـم که یاد خـون خـدا آتـش نهـان من است شرارهای است که پنهان نمیشود در دل حرارتی است که در سینه میهمان من است قداستی است که در قلب میتپد شب و روز محبتی است که آئـین خـاندان من است در این زمانه که هر گوشه تیرهگی چیره است چراغ روشن تـاریکی جهـان من است منم که فطرسم و نادم از گذشتۀ خویش حسین پاسخ الغـوث و الامان من است چگونه با تو بگویم من از حـقـیقـت او حسین بغض فرو خوردۀ بیان من است حـسـیـن نـام بـلـنـدی کـه بـعـد نـام خـدا همیشه و همه جا بر سر زبان من است کسی که عـبد خـدا بـوده است از آغاز یگانهای است که مولای مهربان من است حسین گفتی و گفتم "حسین" یعنی "عشق" بلی حسین فقط "عشق جاودان" من است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
مهـر تو را به عـالـم امـکـان نمیدهم این گنج پُر بهاست من ارزان نمیدهم گر انتخاب جنّت و کویت به من دهند کوی تو را به جنت و رضوان نمیدهم نـام تـو را بـه نـزد اجـانب نـمـیبـرم چون اسم اعظم است به دیوان نمیدهم جان میدهم بهشوق وصال تو یا حسین تا بر سـرم قـدم نـنـهـی جـان نمیدهم ای خاک کـربـلای تو مُهـر نـماز من آن مهـر را به ملک سلیـمان نمیدهم مـا را غـلامـی تو بـود تـاج افـتـخـار این تاج را به افـسر شـاهـان نمیدهم دل جایگـاه عـشق تو باشد نه غیر تو این خانۀ خداست، به شیطان نمیدهم گر جرعهای ز آب فراتت شود نصیب آن جرعه را به چشمۀ حیوان نمیدهم تا سر نهـادهام چو "مؤید" به درگهت تن زیـر بـار مـنـت دونـان نـمـیدهـم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
به گوش میرسد از آسمان اذان حسین زمین از آنِ حسین، آسمان از آنِ حسین هزار سال گذشت و هنوز در گذر است کسی مرا برسـانـد به کـاروان حـسین عجیب نیست اگر بر کویر خشکِ یزید ببارد ابر کـرامـت از آسـمـان حـسین مرا به دست کسی جز حسین نسپارید قسم به جان عقیله، قسم به جان حسین به ریگهای بـیـابـان بگـو قـیام کـنـند به احـترامِ کـفِ پـای دخـتران حـسین حسن غریبترین نام عـالم هستیست و عـاشقـانهترین نامِ عـاشـقانه: حسین به کام مـاست، اگرچه به نـام او باشد چه شعرها که نگـفتیم از زبان حسین هـزار سال گـذشت و بـلـندتـر از قبل به گوش میرسد از نیزهها اذان حسین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
تو آن عاشقترین مردی که در تاریخ میگویند تو آن انسانِ نایابی که با فانوس میجویند تمام باغها در فصل لبهای تو میخندند تمام ابرها در شطّ چـشمان تو میمویند به شوق سجدهات هفتآسمان خم میشود بر خاک به نام نامیات خورشیدها از خاک میرویند قناریهای عاشق از گلوگاه تو میخوانند و قمریهای سالک کو به کو راه تو میپویند تمام موجها در حلـقۀ یاد تو میچـرخند تـمام بـادها نام تو را سرگـرم هوهـویند تو تمـثـال تمام عـطرهای بیریـا هستی که تصویر تو را عشاق در آئینه میجویند تو آن ذکر جلی هستی، که دلها از سرِ مستی به لحنی ارغوانی با زبانی سرخ میگویند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات شب جمعه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
پرچـمت را هر کجا دیدم دویدم یا حسین زیر این پرچم همیشه خیر دیدم یا حسین من زمینگـیرم ولی تو دستگـیرم بودهای غیر خوبی از شما چیزی ندیدم یا حسین هر کسی که ذکرتان را گفت، آقای من است از کسی که دور بود از تو بُریدم یا حسین کودکیام خوب یادم هست که بارِ نخست از لب بـابای خود نامت شـنـیدم یا حسین خاطرات کربلا هر لحظه همراه من است یاد لحـظه لحـظهاش آهی کشیدم یا حسین یاد باد آن روزگاری که میان صحـنتـان چون کبوتر دور گنبد میپـریدم یا حسین بهترین ایام عـمرم در حرم بود و گذشت حال، اما از فـراقـش من خمیدم یا حسین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات شب جمعه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
ماندهام از کـربلا مهجور؛ أبکی لِلحسین باز هم در هالهای از نور؛ أبکی لِلحسین بیقـرارم! بیـنـِـمان افـتاده خـیلی فـاصله هستم از ششگوشه خیلی دور؛ أبکی لِلحسین هست این غم تا قیامت بهترین آرامبخش میشوم در روضهها مسرور؛ أبکی لِلحسین کنجِ هیئت سر به زانو میگذارم؛ سالهاست میشوم از هر کسی رنجور؛ أبکی لِلحسین از گـناهـانم خجالـت میکشم! بسکه شدم بینِ خـوبان وصلهٔ ناجور؛ أبکی لِلحسین اجر من باشد رضایتمندیاش! تا که شوَم با دعـای مـادرش مأجور؛ أبکی لِلحسین رویِ منـبـر بـارها عـلّامـهٔ بحـرالعـلـوم گفت از گهواره تا به گور؛ أبکی لِلحسین سالها خونِ گریه کرد از غربتش سنگِ عقیق گفت در آغوش کوهِ طور؛ أبکی لِلحسین اشکِ غرقِ معرفت؛ رزقِ "شهادت" میدهد هر شبِ جمعه به این منظور؛ أبکی لِلحسین جایِ جان دادن برایش روضهخوانی میکنم بیشتر از این نشد مقـدور؛ أبکی لِلحسین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
به حسرتی که در آن اشتیاق شیرین است قسم که دیدن رویش همیشه تسکین است نـشان به زمـزمـۀ نـام او ز صبـح ازل غمش دلیل هـمان گـریۀ نخـستـین است دم شـنـیـدن نـامش شـود نگـاهـم خـیـس میان گوش و دو چشمم قرار بر این است سلام بـوده که کـوتـاه کـرده فـاصـله را خوشم که فـاصلۀ بین ما دروغین است گـران خـریده دلـم را، خودم که میدانم همیشه قـیمت جـنس خـراب پائین است قـسم به روزنههای عـمیـق زخـم فـراق قسم به نور که تاوان عشق سنگین است تـپـیده نبـض دوعـالم به عشقِ لبخـندش جهان بدون نگاهش همیشه غمگین است کسی که دستِ کریمش به کم نرفته و هم بساط سفرۀ مهرش وسیع و رنگین است عجـیب نیست حـسـیـنی شـوند، کافـرها که این علاقه فراتر ز دین و آئین است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
هر جـا در انـتخـاب مسـیر اشتـباه شد در راهِ روضۀ تو دلـم سـر به راه شد دیگر زمین نخوردم از آن روز، که مرا دیـوار تکـیـههای غـمت تکـیهگـاه شد هر جا فـرار کـردم از آوار روزگـار سـقـف بـلـنـد هـیـأت تو سـرپـنـاه شـد با روضۀ تو از جگـرم آب میکـشـید وقتی که چـشـمهای تـرم دَلـوِ چاه شد اوج غرورِ من همه جا مثل کـوه بود اما به وقـت نـوکـریات مثـل کـاه شد چشمی که گریه کرده همیشه برای تو شرمـندهام ببخش؛ که کارش گـناه شد لـطـف تو نـامـۀ عـمـلم را سـپـید کرد شـرمـنـدهام که بـاز دوبـاره سـیـاه شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
سلام میدهم از دور بر تو و حـرمت سـلام من به بـلـنـدای بیـرق و عـلمت ســرودهانــد فــراوان بــرای تــو امّــا هنوز نقش کـتـیبهست شعر محـتشمت اگر که سر به هـوا هـستم و پـریـشانم زمین زدم دل خود را به احترام غمت گـدایـیِ در این خـانه سـربـلـنـدم کـرد مرا جدا نکـن از خـیمههای محـترمت چگونه نام تو را هر نفـس صدا نکنم؟ که شاملـم شده یک عـمر دائماً کرمت زمان مرگ به راهـت دخـیل میبـندم بیـا که سر بگـذارم به محـضر قـدمت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
حیات آببـقا جز غـم تو نیست، حسین نمیرد آنکه دلش با غم تو زیست، حسین صفای عمر ابد یافت هر که در غم تو به قدر یک مژه بر هم زدن گریست، حسین به روز حشر که محشر کند شفاعت تو کسی که سایهنشین تو نیست، کیست؟ حسین جهـنم است بهـشتی که خالی از تو بُوَد بهشت بی گل رویت بهشت نیست، حسین توئی که آیت حُرّیت از رخت پـیداست خوشا کسی که چو حُر بر تو بنگریست، حسین گدای راه تو هر کس که گـشت آقـا شد که گرد خاک رهت تاج سروریست، حسین نشسته بر سر راه تو «رستگار» مدام به دستگیری او لحظهای بایست، حسین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات شب جمعه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
شـب زیـارتی است و حـرم صـفا دارد دلــم هــوای سـحــرهـای کــربـلا دارد فـدای معـرفـتت، در بهـشت روضۀ تو هــنــوز لات مـحـلــه بُــرو بــیــا دارد به حشر، روزی حُبّت به پاست در قلبش هر آن که خیمۀ این روضه را به پا دارد حسین... زنـدگی من، حسین... یار دلم کجـا بـدون تو این زنـدگی بـهـا دارد؟! بگو به مادرت این سینهزن، زمین خورده بـگـو حـسـاب مـرا از هـمـه سـوا دارد به گـونهام نـم اشکی چکـید و این گریه هر آن چه سِر نهـان است، برمـلا دارد هــزار بـار بـمـیـرم بـه شـوق دیـدارت دوبـاره زنـده شـوم از نو، باز جا دارد اگرچه میل دل نوکـران زیارت توست دلـت تــمــایـلِ دیــدار مــجــتــبـی دارد به جز حرارت جاوید ماتـمت، هر غـم زوال دارد و تــاریــخ انــقـــضــا دارد بهای گریه برایت ز بس گرانقدر است حـبـیب، آرزوی گـریـه بـر تو را دارد عجیب نیست، شب جـمعه، دل پریشانم کـنــار قــتـلـگـهت، مــادرت نــوا دارد هزار و نهصد و پنجاه ضربه یعنی چه؟! نـظـاره بـر بـدنت بِـنت مـرتـضی دارد تن به روی زمین مانده، دیدنش سخت است سر به نیزه، خودش روضهای جدا دارد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات شب جمعه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
دلـتـنگ آن حـرم شـدهام باز، ای امـام! ای مصحف ورق ورق عشق! السلام! لبـریـز اشک، دیـدۀ هـفـت آسـمان بُوَد شبهای جمعه مادر او روضهخوان بُوَد ای شعر! رو به محفل ما کن ز غم بخوان مداح را بگو، که کمی محـتـشم بخوان جـان حـسـین آمـده بر لب، شـروع کن از روضههای حضرت زینب شروع کن آن لحظهای که آتش غـم بر جگـر نهاد آن لحظهای که دست خودش را به سر نهاد (پس با زبان پُر گـله آن بضعة البتـول رو بر مدیـنه کرد که: یا ایها الرّسول! این کشتۀ فتاده به هامون، حسین توست وین صید دست و پا زده در خون، حسین توست)
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و حمایت از مردم مظلوم غزه
بدا به آیـنـهای که دچار خـودبـیـنیست دل از نگاه تو افتد، شکست تضمینیست فقط به گریه سبک میشود دلم، در این زمانهای که لبالب سکوت و سنگینیست غمت اصیلترین راه روشن است حسین! جز این چراغِ کهن، هرچه هست تزئینیست تو آن روایت فـتـحی که دم زدن از تو به دوش جان به کفی چند مثل آوینیست چقدر ریخته خون، شمرِ این زمانۀ دون شمار آنهمه کـشته هـنوز تـخـمیـنیست کدام نعـشِ گران؟ این بلند پرچم توست که روی شانۀ لبـنانی و فـلـسطـینیست کدام قول و غزل؟ این نوشتن از مظلوم برای شاعـر تو یک فـریضۀ دیـنیست شکوه نام رسای تو ای حـمـاسۀ سـرخ خـلاصـۀ هـمـۀ شـعـرهـای آئـیـنـیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات پایان ماه محرمی و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
نباشد غیر داغ تو، به دل شایسته ماتم را به شادی دو عالم هم نباید داد این غم را تویی آن اسم اعظم که حوائج مستجاب از اوست خدا از برکت نام تو بخـشیدهست آدم را تمام اغنیا هم ریزهخوار سفرهات هستند که دیدم در صف نذریبگیران تو، حاتم را به زیر سایۀ نام تو روشن شد مسـیر ما خدا هرگز نگیرد از سر ما، لطف پرچم را بخار رحمت از چایی بزمت جلوهگر باشد به رشک آورده چایِ روضۀ تو، چاهِ زمزم را "حسین و یا حسین و یاحسین و یاحسین" آری برای عاشقان عشق است از عالم همین دم را چنان که باید و شاید نکردم گریه بر داغت به غفلت دادم از کف دامن ماه محرم را به تیر و نیزه و شمشیر و سنگ آن قوم شیطانی چرا کـشتند اینگونه ولی الله اعـظم را؟! تداعی شد تمام روضهها در پیش چشمانش به دست دشمنان تا دختر تو دید خاتم را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات پایان ماه محرمی و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
یک ماه میشود که ز جان گریه کردهام با روضههای مرثیهخوان گریه کردهام یک ماه میشود که به لبهای تشنهات نـزدیـک آبهـای روان گـریـه کـردهام یک ماه میشود که ز غمهای خواهرت هـمنـالـه بـا امـام زمـان گـریـه کـردهام گاهی در اول سلام زیارت، دم غروب در حـسـرت زیـارتـتـان گـریـه کـردهام گـاهـی بـیـاد خــیـمـۀ آتـش گـرفـتــهات گـاهی بـرای دخـتـرتـان گـریه کـردهام گاهی میان واحد و سنگین و شور و دم دست خودم نبوده، سینهزنان گریه کردهام اشکی نمـانـد، از غـم بر نیـزه رفـتـنت بر ماجرای تـیر و کـمـان گریه کردهام اصلا عجیب بود حال و هوای محرمام کـلـی بـرای غـربـتـتـان گـریـه کـردهام آمد نشست، دست به روی سرش گذاشت هر تکه را که دید روی پیکرش گذاشت از یک طرف کمی گل ریحانه جمع کرد از یک طرف کمی پر پروانه جمع کرد یک، نه، دو، نه؛ چقدر شبش پر ستاره بود یک جسم خسته بود ولی پاره پاره بود خون میجهید و تاب و توانش نمانده بود جـان در تن امـام زمـانـش نـمـانـده بود انگـشـتـرت کجـاست؟! بمـیرم برای تو آب آورت کجـاست؟! بـمـیـرم برای تو وقت اذان شده است بگو اکبرم کجاست؟ پـیـراهـن سـفـارشی مـادرم کـجـاسـت؟
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
دم زدم از تو که عاشق شدنم مغتنم است ذکر زیـبـای تو انگـیـزۀ هر بازدم است جوهر عـشق تو باعث شده تا خلق شوم عـاشـقـی شـیـوۀ رنـدانـۀ اهـل قـلـم است مـنـقـلـب شـد دلـم از رفــتـنــم و آمــدنـم بهترین لحظۀ عمرم دو دلی در حرم است رود میخواست زلالم بکند گفت: حسین هرچه در روضۀ تو گریه کنم باز کم است وقتی انگـشـتـر خود را به گدا داد عـلی روضه را برد به گودال که حرف از کرم است مُـقـبـل از راه میآید بـشود گـریـهکـنـت آنکه شد تعزیهخوانِ غمِ تو محتشم است روضه از عـلـقـمه آغـاز شده، آل یهود! چند قرن است علمدار به دوشش علم است هـرکه بـا آل یـهـود اسـت بـدانـد شـیـعـه با رجزهای حسین بن علی همقسم است گفت: جمهوری اسلامی ایران حرم است با شهیدانِ وطن بیعتمان یک قدم است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
فـرقی ندارد كه جـهـنـم یا بهـشت است هرجا كه میگویم حسین، آنجا بهشت است هر روز از این روضه به آن روضه دویده حق دارد آنكه گفته این دنیا بهشت است چـشمی كه از داغـت نـمیبـارد جـهـنـم چشمی كه از داغت شود دریا بهشت است ششگوشه را از ششجهت دیدیم و گفتیم از هر جهت این كعبۀ زیبا بهشت است بــالا و پـــائــیــنـی نــدارد خــانــۀ تــو بالای سر فردوس و پائین پا بهشت است با جبر، ما را عـاشق خود كن كه فـردا در اخـتیار حضرت زهـرا بهشت است گفتند زهـرا زائر شبهای جـمعه است گـفـتـیم زیر پـای مـادرهـا بهـشت است خیمه به خیمه سوخت دست و پای طفلان در آتشی كه شعـلههایش تا بهشت است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
تا دم مرگ تو را مرثیهخوان خواهم ماند نوکرت بوده و هستم و همان خواهم ماند مثل فطرس همۀ عمر به چشمان پُر اشک صبح و شب رو به حرم نامهرسان خواهم ماند زیر باران غمت دل به جنون خواهم زد مثل یک موج در اوج هیجان خواهم ماند حسرت هیچ کسم نیست در این تنهـایی عـبد آقـای جـوانـان جـنـان خـواهـم ماند تن به مـرداب جـهـالـت ندهـم با مهـرت گرچه یک قطره ولی در جریان خواهم ماند هر کسی در گذر عمر عوض خواهد شد من که در قاطبۀ گـریهکـنان خواهم ماند رشک من عاقبت کار زهـیر است فقـط سائل عـاقـبـت خـیـریتـان خـواهم مـاند پنجه در زلف ضریحت نکشیدم چندیست باز در حسرت آن کعبۀ جان خواهم ماند؟ مـثـل بـیتـابـی فـرزنـد بـه آغـوش پـدر از حرم دورم و در آه و فغان خواهم ماند
: امتیاز
|
























